مرتضى مطهرى
76
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
« سيره » و نسبيّت اخلاق بحثى كه قبلًا طرح كرديم در اطراف اينكه آيا يك انسان ممكن است در شرايط مختلف زمانى و مكانى و در اوضاع مختلف اجتماعى و در موقعيتهاى متفاوت طبقاتى داراى معيارها و منطقهاى عملى ثابت باشد ، از آن جهت لازم و ضرورى بود كه اگر غير آن كه گفتم باشد اساساً بحث از - به تعبير قرآن - « اسوه » يعنى بحث از اينكه يك انسان كامل را ما امام و مقتدا و پيشواى خود قرار بدهيم و از زندگى او شناخت بگيريم قهراً ديگر معنى نخواهد داشت : يك انسانى در هزاروچهارصد سال پيش با منطق خاصى عمل كرده است ، من كه در شرايط او نيستم ، او هم در شرايط من نبوده است ، و هر شرايطى منطقى را ايجاب مىكند . اين سخن معنايش اين است كه هيچ فردى نمىتواند الگو باشد . و من براى همين جهت بحث قبلى را عرض كردم براى اينكه جوابى به اين مطلب داده باشم ، و در بحثهايى هم كه در آينده خواهم كرد ان شاء اللَّه و اگر خداى متعال توفيق عنايت فرمايد باز دلم مىخواهد روى اين مطلب بيشتر تكيه كنم ، زيرا در عصر ما مسألهاى به زبانها افتاده است كه چون درست آن را درك نكردهاند سبب يك سلسله بدآموزىها شده است و آن مسألهء نسبيت اخلاق است ؛ يعنى آيا معيارهاى انسانى ، اينكه چه چيز خوب است و چه چيز بد ، انسان خوب است چگونه باشد و خوب است چگونه نباشد ، امرى است نسبى و يا مطلق ؟ اگر اين مطلب زياد در نوشتههاى امروز ، در كتابها ، مقالهها ، روزنامهها و مجلهها